مدارس فوتبال فرصت، تفریح یا آینده نگری؟


یکشنبه آفتابی در نخستین ماه تابستان، فرصتی استثنایی برای دیدن اقشار مختلف جامعه است که برای گذراندن ساعتی در کنار دوستان شان به ورزشگاه ها و پارک های لندن آمده اند. تنوع سنی و ملیتی افراد گوناگونی که در یک محیط جمع شده اند شاید نخستین تفاوتی است که به چشم می آید؛ می توانم از کودک خردسالی که بی هدف دنبال توپ می دود و می خندد تا پیرزن سرحالی که با سرعت در حال تلاش برای هماهنگ شدن با حرکت ورزشی جمعی که در آن به نرمش می پردازد را یک جا ببنیم.

 ورزش همگانی و ورزش حرفه یی در کنار هم بی هیچ تضاد و نگرانی گرد هم آمده اند تا فضایی پر تحرک را برای امروز شهر رقم بزنند. نکته جالب در میان این تنوع نگاه هوشمندانه مدیران مدارس فوتبال است که بازیکنان نوجوان و جوان خود را در قالبی منظم، پوشش یکسان و در قالب یک «گروه» به جمع فراخوانده اند.

به عبارت دیگر، مدارس فوتبال تنها جایی برای یاد گرفتن نحوه انجام مهارت ها و استفاده آن در کار گروهی نیست. هدف از راه اندازی آن نکته یی فراتر از آموزش مهارت های یک ورزش و یافتن استعدادهاست؛ بازیکن باید در عین آموختن راه های بهبود تکنیکش و نحوه اجرای آنها در قالب تیم، مهارت های ارتباطی با محیط، تماشاگران، خانواده، روزنامه نگاران، عکاسان و... بیاموزد.

در گوشه یی از پارک، قطعه یی از زمین برای تمرین روز که بیشتر شبیه یک بازی نمایشی و فاقد استرس های حاکم بر تمرینات جدی فوتبالی است با مانع جدا شده است. بازیکنان در کنار یکدیگر آرام آرام مشغول گرم کردن خود هستند و مربی در حال نوشتن نکاتی برای تمرین روز به سر می برد. در کنار این مجموعه اعضای خانواده بازیکنان هم حضور دارند و عده یی به تماشای نحوه تمرین فرزندان شان ایستاده اند و عده دیگر هم در همین فضا و در چند قدمی محل آموزش فرزندشان به ورزش روی آورده اند. زوج های بسیاری را می توانم ببینیم که دو به دو در حال استفاده از وسایل حرکتی و ورزشی کنار زمین چمن پارک هستند. برنامه ساده و قابل فهم است، آموزش فوتبال و مهارت های ارتباط اجتماعی به بازیکنان نوجوان و جوان و درگیر ساختن خانواده های آنها در امر ورزش و تحرک.

در واقع رویکرد «پیشگیری بهتر از درمان است» در مدارس فوتبال انگلیس این مجموعه های تجاری را به گروه های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی تبدیل کرده است. صبح یک روز تعطیل، گروه «خانواده» روی به فعالیتی مشترک برای سپری کردن روزشان می آوردند. بازیکن جوان به انجام تمرین مورد علاقه اش می پردازد و زندگی در محیط اجتماعی ورزشی را تجربه می کند و خانواده اش هم به جای گذراندن زمان در بی تحرکی و پای تلویزیون را به ورزش اختصاص می دهد. نتایج تحقیقات دانشکده روانشناسی دانشگاه لیورپول در زمینه همگون سازی اجتماعی نوجوانان در پاییز گذشته نشان می دهد این روند درگیر کردن همه اعضای خانواده در انجام یک فعالیت مشترک مانند ورزش به افزایش سرعت اجتماعی شدن و رشد هوش اجتماعی بازیکنان کمک می کند. به این ترتیب ترس و واهمه بازیکن برای حضور در ورزشگاه و «دیده شدن» توسط تعداد زیادی تماشاگر می ریزد و راه های ارتباط برقرار کردن با خود و سایر افراد اعم از بازیکنان، کادر فنی و تماشاچی را می آموزد.

مقایسه این رویکرد استفاده از مدارس فوتبال در یک کشور توسعه یافته با وضع فعلی مدارس فوتبال ایران می تواند نکات جالبی را برای کارشناسان ورزش ایران یادآور شود. به باور نگارنده، اکثر مدارس فوتبال ایران برنامه یی برای فعالیت های اجتماعی بازیکنان و درگیر کردن آنها با محیط خارج از زمین بازی ندارند و تنها به آموزش تکنیک ها تاکید می ورزند.

اگرچه نمی توان کیفیت امکانات سخت افزاری مورد استفاده برای یک مدرسه فوتبال در انگلیس را با ایران مقایسه کرد، اما شاید بتوان با برنامه ریزی دقیق تری و خارج شدن از یک بعدی بودن این مجموعه ها به بهبود اوضاع فرهنگی ورزش قهرمانی توجه کرد.
  
 
روزنامه اعتماد
ویرایش و تلخیص:آکاایران